می شود مهمان قلبم خاطرات هر شبت
دیده ام را در فراق روی تو تر می کنم
از شرار عشق تو آ تش گرفته جان من
در تبت می سوزم وشب را منور می کنم
من که از هجر رخت مجنون ترین دلداده ام
با همين دیوانگی هم فکر بهتر می کنم
لیلی معشوقه را رسوای عالم کرده ای
بهر سودای غمم با عشق تو سر می کنم
باز در محراب عشقت می نشینم تا سحر
با وضوی خون نماز عشق دیگر می کنم
#آنجلا 95/2/30
https://telegram.me/Angella_sher
برچسب: تو دوری و من ناگزیر با یاد تو سر می کنم,
نویسنده: مهتاب رستمیان