شبی بود و تو بودی و شرابی
فغان و درد و غم گویای من بود
شرابی بود و جامی پر می ناب
دل دیوانه هم پروای من بود
کز آ ن شورو هیاهوی دل من
یکی را زان میان همتای من بود
ز شوق عشق چشمان تو هردم
فروغی اشک بر سیمای من بود
وفای " اشک چشمم" را بنازم
که از شب تا سحر همپای من بود
شبی که عاشقانه باختم دل
یکی از بهترین شبهای من بود
#آنجلا
Angella_sher@
برچسب:
نویسنده: مهتاب رستمیان