چشم تو ساده به من گفت: دلت با من نیست !
می سپارم به خدا تا بکند بیمارش ....
بی تو رفتم به زیارت که فراموش کنم
روی زیبای تو شد بارگه دیدارش ....
رفته بودم که دلم با سفر آرام شود
در مسیر سفرم یاد تو شد غمخوارش ....
گریه کرده است ز بس چشم من از دوری تو
عاقبت کور شد و هیچ ندیدش یارش ....
رفتی و تا به قیامت نگهم منتظر است
باز تنها دل من ماند و غم بسیارش ....
عشق هم درد عجیبیست گرفتارم کرد
جز به این درد خدایا نکنی بیمارش .... !
#آنجلا
96/3/28
https://telegram.me/Angella_sher
برچسب:
نویسنده: مهتاب رستمیان