خرید بک لینک
از غم دوری تو چشم و زبانم شاعر است
می نویسم از تو و اما بیانم قاصر است

دل درون سینه با یاد تو غوغا می کند
نیستی و خاطراتت در خیالم حاضر است

رفتی و با رفتنت بردی دل و جان مرا
بی تو دنیا پیش چشمم چون سرابی ظاهر است

بعد تو دستان من خالی شد از عشق و امید
گرچه عشق واقعی در دوره ی ما نادر است

تیر چشمانت شبیخون می زند بر پیکرم
آن نگاه آتشینت دلفریب و ساحر است

حسرت یک لحظه بودن در کنار تو شبی
همچو رویایی برایم در خیال و خاطر است

باز امشب طبع شعرم خودنمایی می کند
از فراق روی تو چشم و زبانم شاعر است

#آنجلا_راد
96/3/8
https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

صفحه بندی