همدم عشق بجز ساغر و مستی و جنون
حاصلش بی خبری بود که نمی دانستیم
چشمه وصل ننوشید لب تشنه ز يار
چون سراب گذری بود که نمی دانستیم
عاقبت زخمه جادو ز دو چشمان سياه
اشک و چشمان تری بود که نمی دانستيم
گرچه بر دل اثر داغ شقایق بنشست
در فراقش ثمری بود که نمی دانستیم
عاشقی گرچه تبش سوخت همه عمر،مرا
چون نسیم سحری بود که نمی دانستيم
#آنجلا 95/3/3
https://telegram.me/Angella_sher
برچسب:
نویسنده: مهتاب رستمیان