از زمانی که شدم محرم اسرار دلت
دل تو یاد من عاشق بیمار نکرد
روزهایم همه در حسرت روی تو گذشت
ماتمی جز غم تو روز مرا تار نکرد
کنج این خانه پس از تو همه شب اشک شدم
لب من در غم تو خنده به دیوار نکرد
قول دادی که بیایی دم دلتنگ غروب
شب شد و دیده ولی روی تو دیدار نکرد
بعد از آن از تو و چشم تو فقط خاطره ماند
خاطراتی که مرا جز به سر دار نکرد
همه شب با تب عشق تو مرا خواب ربود
احدی بعد تو ياد من تبدار نکرد
هرشب از دوری تو میزنم آ هنگ وداع
همه گویند که عاشق شد و انکار نکرد
می روم تا برود یاد تو از خاطره ام
هیچکس بعد تو بر ماندنم اصرار نکرد
#آنجلا 95/3/8
https://telegram.me/Angella_sher
برچسب: ساعات من قلبي,
نویسنده: مهتاب رستمیان