گویا ربودی عقل و همه هستی مرا
دیوانه ی تو بسته به زنجیر ِماتم است
از بس شکسته قلب من از فرط عاشقی
دیگر برای زخم دلم مرگ مرهم است
چشمم در این بلاکده هرگز شبی نخفت
در چشم من به یاد تو باران نم نم است
عشق تو را کجای جهان جستجو کنم ؟
وقتی کهِ دردِ سینه به پهنای عالم است !
" دردم نهفته به ز طبیبان مدعی "
تنها طبیبِ محرمِ دل حضرتِ غم است
"حافظ" دوای دردِ تو از غیب می رسد
درمان دردِ عاشقیِ ما ، جهنم است
#آنجلا_راد
(95/5/9)
https://telegram.me/Angella_sher
برچسب:
نویسنده: مهتاب رستمیان