سرد شد این کوره ی داغ از خمیر گرمِ عشق
مثل دست سردِ تو وقت وداعِ آخَری
کاش می شد زندگی یکدم نشان می داد باز
روی خوش ، یا بار دیگر روزهای بهتری
در نبودت اشک می ریزم همه شب تا سحر
چون یتیمی که بگرید از غم بی مادری
می نشینم در خیالات خودم تا سر شود
لحظه های بی تو بودن با حضور دلبَری
منتظر هستم کنار پنجره شاید شبی
اشتباهی از درون کوچه ی ما بُگذَری
ای دلیل شعرهایم کاش پیدایت کنم
تا دوباره زنده گردد با تو عشقِ دیگری !
#آنجلا_راد
۹۶/۸/۲۰
https://telegram.me/Angella_sher
برچسب:
نویسنده: مهتاب رستمیان