خرید بک لینک
آمدم با شعر تا از نو غزلخوانی کنم
جسم و جان را روشن از اشعار روحانی کنم

آمدم با یک بغل احساس از شعرو طرب
یک غزل از نو سرایم دست افشانی کنم

آمدم شعری بگویم تا دوباره عشق را
در دل سنگ و پریشان تو زندانی کنم

آمدم یک بار دیگر تا بگویم عاشقم
در حریم خانه قلب تو دربانی کنم

آمدم امشب دوباره با رباب و با شراب
در خرابات دو چشمان تو مهمانی کنم

آمدم این بار با احساس تو خلوت کنم
عاشقانه شعر گویم ،شعر درمانی کنم

آمدم زندانی دستان بی تابت شوم
بستر آغوش خود را با تو نورانی کنم

قصد آن دارم من امشب تا سحرگاهان فقط
هر چه دارم زیر پاهای تو قربانی کنم


#آنجلا 95/3/11

https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 13:47

صفحه بندی