تب عشق
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 2:26
همه شب دست من و دامن تو تا سحرمچه کنم تا که دل از عشق تو بیرون ببرم از زمانی که شدم عاشق و دلبسته ی توتو چه دانی که از این عشق چه آمد به سرم سرخی روی من از گرمی دستان تو نیستتب عشق تو چنین کرده مرا خون جگرم قول دادم به خودم تا که بشویم غم عشقچه کنم کز غم عشق تو در امد پدرم تو نداری خبر از این دل بیچ...
گفتم که دلتنگم بیا
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 9:02
گفتم که دلتنگم بیا ای آنکه درمان منیگفتی کنارم هستی و همواره در جان منی گفتم نمانده در دلم شوری دگر از عاشقیگفتی اگر لیلی شوم ، مجنون و حیران منی گفتم مرا با بوسه ای از عشق مهمانم نماگفتی همیشه یک بغل از بوسه مهمان منی گفتم که دیگر بعد تو نوری ندارد محفلمگفتی که شمع روشن هر جمع پنهان منی گفتم بمان ب...
چشم خیس
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
باز امشب چشم خیسم بی قراری می کنددر کنار پنجره چشم انتظاری می کند خاطر آشفته ام در حسرت دیدار توتا سحرگاهان فقط شب زنده داری می کند گریه هایم شانه ی مردانه می خواهد ز توبغضهایم اشک را بر چشم جاری می کند بارها پیشم قسم خوردی که پابند منیعهد و پیمان تو هم بی اعتباری می کند گرچه می خواهم که از فکرت رها...
آرزوهای مرا جا می گذاری
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
آرزو های مرا جا می گذاری می رویقلب تنهای مرا پا می گذاری می روی بی تفاوت از کنارم بارها رد می شویاینهمه دلبستگی را می گذاری می روی می روی و باورش سخت است بعد رفتنتداغ حسرت را به دل ها می گذاری می روی باز هرشب اشک را مهمان چشمم می کنیدردهایت را به دنیا می گذاری می روی گریه هایم در دل سنگ تو تاثیری ند...
شاعری تنها(سنگ قبر)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
"برسنگ قبر من بنویسید خسته بود"اهل ریا نبود و کمی دل شکسته بود روی مزار من بنویسید قلب اوعاشق ،ولی به هیچکسی دل نبسته بود در شهر ما غریب و هوای دیار داشتدرد و غمش فزون و دلش بار بسته بود چون ناخدای کشتی طوفان زده شبیکشتی عمر او به ته گل نشسته بود بر سنگ قبر من بنویسید #شاعری#تنها و از تمام جهان هم گ...
بزن آتش به قلب وجان ما
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
هرچه می خواهی بزن آتش به قلب و جان ماسوخته از آتش عشقت همه ایمان ما از زمان رفتنت افسوس سوزاندی مرا آتشی افتاده از هجر تو بر دامان ما بال پرواز مرا آسان شکستی عشق مندر هجوم غم شکسته باور طیران ما با تو عهدی داشتم با باده های عاشقیچشم بر بستی ، شکستی ساغر پیمان ما گرچه می گفتم برو اما بدان با رفتنتغم...
اهل شعرم...روز گارم عالیست
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
u200d u200du200dاهل شعرم ...بی ریا ... عاشقم ...اهل وفا ... می نویسم خاطراتمبا همه دلبستگییک قلم در دست منمی نشینم در کنارپنجرهکاغذی دارم سپیدمی کشم عکس دوتا شمع سیاهدور آن پروانه ایخورده تیری بر دلی! می چکد اشکم به روی دفترمشعر می گویم به یاد مادرم!یک غزل هم عاشقانه می سرایمشاید بخواند همسرم!شعر می...
جی روم...اما پشیمان نیستم
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
می روم از خانه ات امّا پشیمان نیستم بعد از این دیگر اسیر بند و زندان نیستم قبل از آنکه تو بخواهی از کنارت می روم آه دیگر در دل سنگ تو مهمان نیستم می روم تا دیگری خلوت کند با عشق توعاشقت بودم ولی دیگر به قرآن نیستم گفته بودم بعد تو سخت است حتی یک نفسبی تو پاییز غم انگیزم، بهاران نیستم آشنایی من و تو ...
گرفته دل بهانه ات
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
غزل غزل ترانه شد ، نگاه عاشقانه اتقسم به چشمهای تو ، گرفته دل بهانه ات قلم نوشته از غمت ، سرود تلخ انتظارتمام حرف های من ، ز غم شده ترانه ات کجا شدی که تا ابد ، در اشتیاق دیدنتبه جستجوی تو دلم ، روانه شد به خانه ات هنوز مانده در فضا ، شمیم عطر عاشقیطنین خنده های تو ، صدای جاودانه ات به روی قاب عکس ت...
چشم انتظاری
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:57
باز امشب چشم خیسم بی قراری می کنددر کنار پنجره چشم انتظاری می کند خاطر آشفته ام در حسرت دیدار توتا سحرگاهان فقط شب زنده داری می کند گریه هایم شانه ی مردانه می خواهد ز توبغضهایم اشک را بر چشم جاری می کند بارها پیشم قسم خوردی که پابند منیعهد و پیمان تو هم بی اعتباری می کند گرچه می خواهم که از فکرت رها...
وفای اشک چشم
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:57
u200d شبی عشق رخت سودای من بودجهانی محشر از غوغای من بود شبی بود و تو بودی و شرابی فغان و درد و غم گویای من بود شرابی بود و جامی پر می ناب دل دیوانه هم پروای من بود کز آ ن شورو هیاهوی دل من یکی را زان میان همتای من بود ز شوق عشق چشمان تو هردمفروغی اشک بر سیمای من بود وفای " اشک چشمم" را بنازم که از ...
آسمان قلب من
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:57
آسمان قلب من امشب ، چه بارانی شدهدرحضورت غصّه هايم ، با تو زندانی شده رنگ شبهای غزل ، پیداست در چشمان منبی تو دریای دلم ،امشب چه طوفانی شده با تو باران پاک سازد ، رد پای غصّه رابی تو حتّی نو بهارم ، مهر و آبانی شده زخم های سينه ام را ، با تو باشد مرهمیبی تو اما ، درد و درمانم چه طولانی شده قطره، قطر...
شب زنده دار هرشبم
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
در چشم خود جا کن مرا، عاشق شو پیدا کن مرابنشین کنار بزم دل ، وانگه تماشا کن مرا ای عشق تو سودای من، امید فرداهای منبا وعده های عاشقی ، در خواب و رویا کن مرا ای تو طبیب واپسین ، یک دم به بالینم نشينیا درد من درمان نما ، یا باز حاشا کن مرا امشب بیا در خانه ام ، یکدم شو هم پیمانه امدر مستی چشمان خود ، ...
سوژه ی هر شاعر(چشمان قشنگت)
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
ای که چشمان قشنگت سوژه ی هر شاعریدر شب اشعار من چون ماه تابان ظاهری سحر چشمت عاقلان را پاک مجنون می کندگوئیا چشمان تو آموخته افسونگری بیت های شعر من مست نگاه مست توستگشته ای بانوی زیبای غزل در دلبری عشق تو شوری به پا سازد به جان عاشقانای که در عاشق کشی همچون گذشته ماهری گیسوانت مثنوی ، چشمان زیبایت ...
خواستم ...اما نشد!
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
خواستم در خانه ات پيدا شوم ،اما نشدخواستم تا با دلت تنها شوم ، اما نشد خواستم با تو بميرم در مسیر عاشقیهمسفر تا آ خر دنیا شوم ، اما نشد خواستم با تو بگویم از غم پنهانی امباز هم در گوش دل نجوا شوم ، اما نشد خواستم تا در کنار ساحل دریای عشقعاشقانه گوهر دریا شوم ، اما نشد خواستم لایق شوم ،با تو بمانم ه...
خیال او رها نمی کند مرا
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
شب آ مد و خیال او رها نمی کند مراز خاطرات هر شبش جدا نمی کند مرا نشسته ام به انتظار، که تا ببینمش دمیولی دگر به جز جفا ، وفا نمی کند مرا کجا گریزم از غمش، کشانده ام به درد و تب تبی که مرهمی جز او، دوا نمی کند مرا ز هجر او به سينه ام، نشسته داغ خاطرشز داغ وصل خود جدا، چرا نمی کند مرا نه کفر گفته ام و...
آمدم با شعر ....عزلخوانی
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
آمدم با شعر تا از نو غزلخوانی کنم جسم و جان را روشن از اشعار روحانی کنم آمدم با یک بغل احساس از شعرو طرب یک غزل از نو سرایم دست افشانی کنم آمدم شعری بگویم تا دوباره عشق رادر دل سنگ و پریشان تو زندانی کنم آمدم یک بار دیگر تا بگویم عاشقمدر حریم خانه قلب تو دربانی کنم آمدم امشب دوباره با رباب و با شراب...
ساعت قلب من
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
ساعت قلب من افتاد و دگر کار نکرددل من بعد ِتو دیگر هوس یار نکرد از زمانی که شدم محرم اسرار دلتدل تو یاد من عاشق بیمار نکرد روزهایم همه در حسرت روی تو گذشت ماتمی جز غم تو روز مرا تار نکرد کنج این خانه پس از تو همه شب اشک شدملب من در غم تو خنده به دیوار نکرد قول دادی که بیایی دم دلتنگ غروبشب شد و دیده...
در تب آغوش من اعجاز کن
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
باز هم شب شد بیا ، قدری برایم نازکندر تب آ غوش من ، دربسترم اعجاز کن دست در بالين من بگذار امشب تا سحرباز با شعرو غزل در گوش دل آواز کن من به شوق دیدن تو آمدم قدری بمانپیش چشمان رقیبان دلبری آ غاز کن خاطرات عاشقی دارم زتو درسینه ام راز ها دارم به دل ، قفل دلم را باز کن مانده ام در انتظار حسرت دیدار ...
درد سر عاشقی
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:47
عاشقی درد سری بود که نمی دانستيمآخرش خون جگری بود که نمی دانستيم همدم عشق بجز ساغر و مستی و جنونحاصلش بی خبری بود که نمی دانستیم چشمه وصل ننوشید لب تشنه ز يارچون سراب گذری بود که نمی دانستیم عاقبت زخمه جادو ز دو چشمان سياهاشک و چشمان تری بود که نمی دانستيم گرچه بر دل اثر داغ شقایق بنشستدر فراقش ثمری...